logo-mini
آموزش عکاسی پرتره

آموزش عکاسی پرتره در هوای گرگ و میش (ساعت آبی)

آموزش عکاسی پرتره در هوای گرگ و میش (ساعت آبی)

با هوای گرگ و میش آشنا هستین؟ میدونین به چه زمانی از روز، گرگ و میش گفته میشه؟ عکاسی پرتره در هوای گرگ و میش یکی از چالش‌هاییه که عکاسها باهاش روبرو هستن. شرایط نوری خاص این ساعت از روز، موجب میشه که نورسنجی کمی حساس و سخت باشه. این زمان از روز، به خاطر هاله نوری آبی رنگی که توی آسمون هست، به ساعت آبی هم معروفه.

این مقاله درباره عکاسی پرتره در هوای گرگ و میش و شرایط کم نور این ساعت خاص از روزه. عکاسی در هوای گرگ و میش که به عکاسی در ساعت آبی هم معروفه، ممکنه به نظرتون کار سختی نیاد. اما به شما قول میدم که اگه دوربین رو روی حالت اتوماتیک (یا حتی S و A) بذارین، خیلی سخت میتونین خروجی خوبی بگیرین.

وقتی که اصول عکاسی در هوای گرگ و میش (عکاسی در ساعت آبی) رو یاد بگیرین، دیگه اینکار براتون سخت نیست. و این دقیقا همون چیزیه که توی این پست میخوام بهتون یاد بدم. اول نکات مهم در مورد عکاسی پرتره در هوای گرگ و میش رو مرور میکنیم و بعدش هم یک پروژه واقعی رو از صفر تا صد بررسی میکنیم.

آموزش عکاسی پرتره

اصلا هوای گرگ و میش یا ساعت آبی یعنی چی؟

 

گرگ و میش یا ساعت آبی، (اسمش فرقی نداره) زمان بسیار زیبایی برای عکاسانه که عکسهایی منحصربفرد و بعضا غیرعادی ثبت کنن. توی آسمانی لطیف و ابریشمی، جایی که نور باقی‌مونده بر روی یک هاله ملایم آبی کمرنگ قرار می‌گیره، ساعت آبی رخ میده. ساعتی که اغلب قبل از طلوع خورشید و دوباره درست بعد از غروب خورشید هست. به طور کلی این زمان از روز بین ۲۰ تا ۴۰ دقیقه، بسته به آب و هوا و عرض جغرافیایی تغییر میکنه. عکس زیر، کاملا این موضوع رو برای شما روشن میکنه:

عکاسی پرتره در هوای گرگ و میش

نکات مهم عکاسی پرتره در هوای گرگ و میش

داشتن زمان‌بندی صحیح برای عکاسی

اولین قدم در ثبت تصاویر در هوای گرگ و میش، دونستن زمان دقیق اون هست. همونطور که گفتم، این زمان فقط ۲۰ تا ۴۰ دقیقه هست و شما باید قبل از اون، کاملا آماده باشین. پس باید برنامه‌ریزی دقیقی انجام بدین و لوکیشن رو از قبل مشخص کرده باشین. با استفاده از اپلیکیشن‌هایی مثل Golden Hour، میتونین دقیقا زمان ساعت آبی رو توی منطقه جغرافیایی خودتون پیدا کنین. نکته آخر هم اینکه سعی کنین خیلی سریع چنتا عکس آزمایشی بگیرین و تنظیمات نورسنجی صحیح رو پیدا کنین.

 

عکاسی با فرمت RAW

عکاسی با فرمت خام دوتا مزیت داره: اولیش اینکه کیفیت و تفکیک پذیری نوری بالاتری بهتون میده. دومیش هم اینکه قابلیت ادیت شدن بسیار بالایی داره و بعدا میتونین نور و رنگ عکس رو خیلی خوب بهبود بدین.

 

سه پایه میتونه بهتون کمک کنه!

وقتی از سرعت شاتر آهسته استفاده میکنین، لرزش دوربین ممکنه باعث تاری عکس بشه. توی این مواقع، استفاده از سه پایه میتونه به شما کمک کنه تا لرزش دوربین رو حذف کنین. اگه سه پایه ندارین، دنبال یک سطح ثابت برای قراردادن دوربینتون باشین. همچنین برای رسیدن به بهترین نتیجه، میتونین از تایمر استفاده کنین. یا اینکه با استفاده از ریموت شاتر، اثرات لرزش دوربین رو کاملا حذق کنین.

 

استفاده از فوکوس دستی

وقتی که شرایط نوری متعادل باشه، استفاده از فوکوس اتوماتیک خیلی راحت و دقیقه. اما در شرایطی که خورشید نیست و شرایط نوری ضعیفه، به سختی میتونیم دقیقا روی جایی که میخوایم فوکوس کنیم. استفاده از فوکوس دستی به ما این امکان رو میده که کنترل بیشتری روی فوکوس دوربینمون داشته باشیم.

پیدا کردن منبع نور

یک عکس پرتره در هوای گرگ و میش، تقریبا همیشه به منابع نوری نیاز داره. عکاسی یک ساعت آبی موفق تقریبا همیشه به یک منبع نور نیاز دارد. این منبع نوری میتونه یک ماه روشن، یک خط افق شهری در دوردست، چراغ های منعکس شده روی آب، یک پل نورانی، جریان ترافیک یا حتی یک چادر که از داخل با چراغ‌قوه نورپردازی شده باشه!

اگه از خود افق عکاسی میکنین، ممکنه نور خورشید در حال طلوع یا غروب براتون کافی باشه. خلاقیت خودتونو نشون بدین و سعی کنین نورهای موجود در صحنه رو ترکیب کنین.

عکاسی در هوای گرگ و میش

اجرای مرحله به مرحله یک عکس پرتره در هوای گرگ و میش

 

در ادامه شرح یک عکاسی رو از زبان جاش، عکاس پرتره انگلیسی ساکن برایتون براتون میارم. هر مرحله با جزئیات و تنظیمات دوربین لازم برای اون شرایط توضیح داده شده.

 

۱٫ شروع عکاسی در هوای گرگ و میش با یک عکس تست

وقتی که من لوکیشن مورد نظرم برای عکاسی رو پیدا مردم، معمولا یک عکس تست با تنظیماتی که فکر میکنم ممکنه درست باشه میگیرم. بیشتر مواقع، وقتی توی محیطی باشم که با شرایط نوری اونجا آشنا نیستم و یا شرایط نوریش دائما در حال تغییره، این عکسهای تست خیلی بد و ضعیف درمیان. برای اینکه درک کنین چقدر این عکسها افتضاح میشن، عکس زیر رو ببینین.

توی این عکس تست، از فلاش استفاده نکردم. چرا؟ چون اصلا این عکس تست برای این نبود که ببینم عکسم بدون فلاش چطوری میشه. از اول میدونستم که باید از فلاش استفاده کرد. من این عکس رو گرفتم تا ببینم وضعیت نور محیطی که توی بک گراند وجود داره به چه صورته. معمولا وقتی که از مدلها در شب عکاسی میکنم، همیشه دوست دارم که توی بک گراند، نور محیطی وجود داشته باشه. وجود نور محیطی، به جذابیت عکس اضافه میکنه.

تنظیمات دوربین برای عکس زیر به این صورته: ISO-1000، دیافراگم f/2.8 و سرعت شاتر ۱/۳۰ ثانیه. این سرعت سریع‌ترین سرعتی بود که میتونستم لرزش دوربین رو روی لنز ۲۴ میلیمتری، حذف کنم.

۲٫ فلاش

در مرحله بعدی، فلاش رو به عکس اضافه کردم. و بعد از کمی ور رفتن با تنظیمات، به چیزی که دوست داشتم رسیدم.

نورسنجی فلاش رو ۱ استاپ بالا بردم، دیافراگم رو کمی بیشتر بستم (f/4) و سرعت شاتر رو روی ۱/۴۰ ثانیه تنظیم کردم. تنها مشکلی که این تنظیمات داشت این بود که نور محیطی کمتر ثبت میشد. نور فلاش روی صورت سوژه رو دوست داشتم. اما کاملا واضح بود که باید چنتا تنظیم توی نورسنجی دوربین رو تغییر بدم. برای رسیدن به عکس پایین، از یک دیفیوزر برای نرم کردن نور فلاش استفاده کردم.

قبل از اینکه بحث رو ادامه بدیم، اجازه بدین بگم که حتما باید فلاش اسپیدلایتتون رو روی High Speed Sync قرار بدین. اینکار به شما اجازه میده با سرعت‌های خیلی بالا بتونین عکاسی کنین. در غیر اینصورت، نهایتا تا سرعت ۱/۲۵۰ ثانیه میتونین پیش برین.

همچنین فلاش من به صورت وایرلس و از طریق رادیو فلاش با دوربین همزمان شده بود. در این زمینه میتونین مقاله زیر رو بخونین.

۳٫ دیفیوز کردن نور فلاش

دلیل اصلی که من از مدل خواستم برای عکاسی باهام بیاد این بود که بیوتی دیش جدیدم و گریدش رو تست کنم. بیوتی دیش موجب میشه نور غیرمستقیم به سوژه برسه. در واقع قبل از اینکه نور به سوژه برسه، در سطح داخلی بیوتی دیش چرخش پیدا میکنه. گریدی که روی بیوتی دیش میذاریم، این نور نرم رو دریافت میکنه و اون رو از منافذی که روی سطح خودش داره، در امتداد یک خط، دقیقا روی سوژه میتابونه.

در نتیجه، این نور نرم باعث میشه سایه‌های بسیار طبیعی و زیبایی روی صورت و بدن مدل شکل بگیره. در ادامه، یک بیوتی دیش با گرید رو مشاهده میکنین.

نتیجه نهایی (عکس پایانی من) اینطور به نظر میرسه که نور از یک منبع نوری بزرگ خیلی خیلی دور و خیلی نرم به سوژه رسیده. در حالیکه در حقیقت، فقط از یک فلاش وایرلس و یک بیوتی دیش به سوژه تابیده شده.

۴٫ نورسنجی

برگردیم به تنظیمات دوربین. برای اینکه نور محیطی پس زمینه رو بیشتر داشته باشم، ISO رو روی ۱۰۰۰ نگه داشتم، دیافراگم و سرعت شاتر رو هم روی f/2.8 و ۱/۳۰ ثانیه گذاشتم. این تنظیمات، به وضوح موجب شد تا نور بیشتری ثبت بشه. اما چون عکس خیلی تاریک بود، نویز رنگی شروع به نمایان شدن کرد.

نکته اصلی در مورد نویز رنگی دیجیتال اینه که دونه‌های نویزی که عموما تناژ رنگی خاکستری و قرمز دارن توی عکس ایجاد میکنن. این نکته برای عکسی که من میخواستم بگیرم اصلا خوب نبود. من عکسی میخواستم با نوری نرم، مقدار زیادی نور محیطی در بک گراند و نشون دادن واضح ویژگی‌های مدل.

پس سعی کردم بین فلاش و نور محیط تعادل برقرار کنم. در مرحله‌ی ۲، نور فلاش رو ۲ استاپ کم کردم و به -۱EV رسوندم. البته زیاد فایده‌ای نداشت ولی آزمون و خطا، یکی از مراحل فرآیند رسیدن به عکس خوبه.

۵٫ نورسنجی ۲ و پس زمینه

همونطور که میبینین، نبود نویز رنگی توی این عکس، نتیجه کاملا متفاوتی نسبت به عکس قبله. توی این عکس لنزم رو با یک لنز پرایم f/1.4 عوض کردم. با تنظیم دیافراگم روی ۱٫۴، ۶ برابر نور بیشتر وارد این لنز میشه. با این لنز تونستم ISO رو تا ۶۴۰ پایین بیارم. همچنین سرعت شاترم رو تا ۱/۶ ثانیه آهسته کردم.

دلیل اینکه تونستم با این سرعت شاتر عکس بگیرم و اونقدری لرزش دوربین مشخص نشده، اینه که قدرت فلاش به اندازه‌ای بوده که تونسته حرکت رو فریز کنه. حرکاتی که توی نقاط تاریک اتفاق بیفته، ثبت نمیشن. البته یه جاهایی مثل سمت راست صورت میبینین که کمی حرکت داشته. این مشکل رو هم تونستم با کمی بالا بردن سرعت شاتر حل کنم. (عکس بعد)

۶٫ جای گیری و بک گراند

بعد از بررسی عکس بالا، به این نتیجه رسیدم که بک گراند عکس رو دوست ندارم. تمام چراغ‌ها به هم چسبیده بودن و انگار فقط یک نور وجود داشت. پس مدل رو چرخوندم و موقعیتش رو عوض کردم تا بتونم تمام چراغ‌های در امتداد اسکله رو ثبت کنم. تنها تغییری که توی تنظیمات دوربین دادم این بود که ISO رو روی ۸۰۰ گذاشتم تا بتونم سرعت شاترم رو کمی از ۱/۶ ثانیه بالاتر ببرم. بقیه تنظیمات مثل قبل بود.

با وجودی که این عکس رو با دیافراگم f/1.4 گرفتم، اما تونستم اون رو شارپ نگه دارم. به این دلیل که دقیقا روی چشم‌های مدل فوکوس کردم. یعنی دقیقا جایی که چشم مخاطب به اونجا کشیده میشه. بقیه عکس، به خصوص پوست صورت، سافت به نظر میاد (و باید هم سافت باشه).

این ترکیب تنظیمات، هم توی عکاسی پرتره در هوای گرگ و میش و هم توی عکاسی در شب به خوبی کار میکنه. چون علاوه بر اینکه افکت زیبایی ایجاد میکنه، میزان نور محیطی که من لازم دارم رو هم ثبت میکنه. هر دوی این اتفاقات بخاطر وجود لنزی با دیافراگم بازه که اجازه میده نور بیشتری وارد لنز بشه و در عین حال عمق میدان کم باشه.

تنظیمات نهایی برای این عکس عبارت بود از: ISO-800، دیافراگم f/1.4 با سرعت ۱/۱۰ ثانیه و فلاش با قدرت +۱EV

به این مقاله چند امتیاز میدین؟
[امتیاز از مجموع: 2 میانگین: 5]
اشتراک گذاری

نظر بدهید